بیراهه
قالب وبلاگ

یک جوری عجیب دیوانه شده ام

از آن جورها که به رفتن و برنگشتن شبیه می شود

از آن جورها که باید یک بطری نفت بخری...

شاید هم بروی لب دریا و برنگردی...

نمی دانم...

با کدام راه تو بیشتر می سوزی؟

 

[ سه‌شنبه ۱٩ شهریور ۱۳٩٢ ] [ ٧:۳۱ ‎ق.ظ ] [ صبا ] [ نظرات () ]

نمی فهمم...

فراموشی تو که زمان و مکان نداشت از اول

اما من تا کجا باید این حماقت رو ببرم با خودم؟

[ سه‌شنبه ۱٩ شهریور ۱۳٩٢ ] [ ٧:٢۳ ‎ق.ظ ] [ صبا ] [ نظرات () ]

مثل آتیشی شدم که یهو افتاد توی دریا

تموم شدم

خفه شدم

آره...

خفه...

آب...

دریا...

[ دوشنبه ۱۸ شهریور ۱۳٩٢ ] [ ٢:٢٢ ‎ق.ظ ] [ صبا ] [ نظرات () ]

گاهی عذاب وجدان رهام نمی کنه

که چرا باید قلب توی سینه ی من بطپه

اما اون پسر دیگه نباشه

[ یکشنبه ۱٧ شهریور ۱۳٩٢ ] [ ٢:٤۳ ‎ب.ظ ] [ صبا ] [ نظرات () ]

امشب نگرانم و بی خواب

باید بشینم و به زن بودن فکر کنم...

[ شنبه ۱٦ شهریور ۱۳٩٢ ] [ ٢:٥٦ ‎ق.ظ ] [ صبا ] [ نظرات () ]

نیلوفر

بیا برقصیم

[ شنبه ٩ شهریور ۱۳٩٢ ] [ ٤:۱۱ ‎ب.ظ ] [ صبا ] [ نظرات () ]

مخملی بانو زنده ای؟

دیشب کجا خوابیدی؟

[ سه‌شنبه ٥ شهریور ۱۳٩٢ ] [ ۱٢:٤٥ ‎ب.ظ ] [ صبا ] [ نظرات () ]

مخملک از دیشب پیداش نیست

می ترسم دیگه نبینمش

شیر هم حتما نخورده امروز

شاید با ماشین تصادف کرده باشه

 

غمگینم. حیاط بدون اون صفا نداره

[ دوشنبه ٤ شهریور ۱۳٩٢ ] [ ۳:٢۳ ‎ب.ظ ] [ صبا ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

می بینی جوجه مزاحم؟ نه تو نه هیچ جاندار دیگه ای از مادر زاده نشده که بتونه منو از نوشتن بازداره...فقط خودتو از خوندنشون محروم کردی
امکانات وب