مهمون نچسب

چند روز پیش مهمان راه دور داشتیم. از آن مهمان های ناخواسته و به قول خودمان نچسب.

چند نمونه گفتگو با آن خانواده ی محترم را نقل می کنم تا بفهمید چرا نچسب؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

لحظه ی ورود

بابا و من به استقبال رفتیم. از آن جایی که خبر تشریف فرمایی شان را دیر به اطلاع رساندند، مامان هنوز در آشپزخانه به سر می برد.

آقای مهمان با بابا دست دادند و روبوسی کردند.

خانم مهمان نگاه عجیبی به من انداخت، اما با این حال ادب به خرج داد و برای بوسیدن من جلو آمد. اما طوری که انگار می خواهد شیء نجسی!!!! را از این جا بردارد و آن جا بگذارد.

پسر مهمان سرش به طرز عجیبی پایین بود. طوری که احساس کردم هرلحظه امکان دارد دماغش به کف حیاط برخورد کند.

به  او هم سلام دادم

فکر می کنید جوابی که شنیدم چی بود؟

  • : صبا خانم لطف کنید یک روسری سرتون کنید تا جواب سلامتون رو بدم!!!!!!!!!

مدت ها بود کسی اینطور من رو متعجب نکرده بود. پس اخلاق پدر و مادر به این پسر( که یک سال هم از من کوچکتر است) سرایت کرده.

البته توهینی که شده بود رو نادیده نگرفتم و گفتم: پس 70 تا ثوابش مال خودم.

که همین یک جمله باعث شد هرسه در این مورد دهانشان را تا روز آخر ببندند.

بعد از آن وقت نماز رسید.

اذان که گفته شد هر یک به طرفی دویدند تا وضو بگیرند.

خانم مهمان از من یک مهر خواست.

جواب دادم : لطفا" از مامان بگیرین. من جاش رو نمی دونم.

ایشان گفتند: مهر خودتون رو بدین. نیازی به جانماز نیست.

گفتم: من مهر ندارم.

خانم را انگار برق گرفت: صبا جان مگه نماز نمی خونی؟

من: خوب، نه!

خانم مهمان: ( بعد از چند لحظه سکوت و شاید بعد از یک سکته ی ناقص) اون دنیا جواب خدا رو چی می دی؟

من: من یا شما؟

خانم مهمان: من؟

من: درسته من نماز نمی خونم، اما هزار و یک کار دیگه هم برای پبیشتر پول در آوردن نمی کنم!!!!!!

 

مهم: من نماز نمی خونم، روزه نمی گیرم، روسری سرم نمی کنم، اما ریا هم نمی کنم، دروغ هم نمی گم، چاپلوسی این و اون رو هم نمی کنم. کدوم مهم تره؟ فکر می کنم اسلام شامل این ها هم می شه. اما خیلی ها پسبیدن به نماز و روزه و خودشون رو توی هزار تا چادر و چاقچول پیچیدن!!!!!!!!!!!

/ 0 نظر / 16 بازدید